|
آموخته ام که چشم پوشی از حقايق آنها را تغيير نمی دهد. آموخته ام که لبخند ارزانترين راهيست که می شود نگاه را با آن صفا داد آموخته ام که وقتی با کسی روبه رو می شوم انتظار لبخند جدی را از سوی من دارد آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از زندگی سختترم. آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريده پس چه چيزی باعث شد که من بيانديشم که همه چيز را در يک روز می توانم به دست بياورم **************************************************************************** همه عاشق میشن ، حتي كرگدن ها . . . كرگدن گفت : نه امكان ندارد كرگدن ها نمي توانند با كسي دوست بشوند . پرنده گفت : اما پشت تو مي خارد. لاي چين هاي پوستت پر از حشره هاي ريز است. يكي بايد پشت تو را بخاراند. يكي بايد حشره هاي تو را بردارد . كرگدن گفت: اما من نمي توانم با كسي دوست بشوم . پوست من خيلي كلفت است . همه به من مي گويند پوست كلفت. پرنده گفت: اما دوست عزيز ، دوست داشتن به قلب مربوط است نه به پوست . كرگدن گفت: ولي من كه قلب ندارم ، من فقط پوست دارم . پرنده گفت: اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند . كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم . پرنده گفت:خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري . كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم. پرنده گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه پرنده را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني. كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟ پرنده گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود . كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟ پرنده گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم ..... كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد . اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند . كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد . كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ پرنده گفت : نه ، اسم اين نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود . احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است . كرگدن نفهميد كه پرنده چه مي گويد روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت يك روز كرگدن به پرنده گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه پرنده اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟ پرنده گفت : نه كافي نيست كرگدن گفت درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم پرنده چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين پرنده قشنگ ترين پرنده دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد كرگدن ترسيد و گفت : پرنده ، پرنده عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟ پرنده برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد . آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالم از اين قلبهاي نازك داري كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، پرنده اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ پرنده گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند. كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟ پرنده گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهميد . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود آن وقت لبخند زد و با خودش گفت من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم
|
About![]()
در دنيا آدمهايي هستند كه به ظاهر زنده اند ، نفس ميكشند ، راه مي روند ، حرف مي زنند ، زندگي ميكنند ، اما در حقيقت اسير دنيا ، برده زندگي و ذليل حوادث هستند . Archivesهفته چهارم شهریور 1388هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 Links
ya30 joOn |