|
روزی ، زیبایی و
زشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند و به هم گفتند: " بیا در دریا
شنا کنیم ." برهنه شدند و در آب شنا کردند ، و زمانی گذشت
و زشتی به ساحل بازگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت
. زیبا نیز
از دریا بیرون آمد و تن پوش اش را نیافت ، از برهنگی خویش شرم کرد و به ناچار ،
لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت . تا این زمان نیز ، مردان
و زنان ، این دو را باهم اشتباه می گیرند . اما اندک افرادی هم هستند که چهره ی
زیبایی را می بینند ، و فارغ از جامه هایی که بر تن دارد ، او را می شناسند . و
برخی نیز چهره ی زشتی را می شناسند ، و لباس هایش او را از چشم های اینان پنهان نمی
دارد . جبران خلیل جبران
خدا از من
پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟» پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد» خدا لبخندي زد و پاسخ داد: «
زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»
من
سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟» خدا جواب داد.... «
اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره
آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند» «اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود
را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند» «اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه
اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند» «اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي
ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند» دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت.... سپس من سؤال كردم: «به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»
خدا پاسخ داد: «
اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه
مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»
«
اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»
«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند» «
اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان
لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند» «
ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند
كمترين ها است» «
اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند
كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند» «
اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»
«
اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»
باافتادگي خطاب به خدا گفتم: «
از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم» و
افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»
خدا لبخندي زد و گفت... «فقط اينكه بدانند من اينجا هستم» «
هميشه»
|
About![]()
در دنيا آدمهايي هستند كه به ظاهر زنده اند ، نفس ميكشند ، راه مي روند ، حرف مي زنند ، زندگي ميكنند ، اما در حقيقت اسير دنيا ، برده زندگي و ذليل حوادث هستند . Archivesهفته چهارم شهریور 1388هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 Links
ya30 joOn |