تبليغاتX
.... تا شقایق هست زندگی اجبار است




























.... تا شقایق هست زندگی اجبار است

.... برای هیچ کسی شکستی نیست ، مگر زمان دست کشیدن از تلاش

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد . . . .

وسعت تنهائیم را حس نکرد . . . . .

در میان خنده های تلخ من . . . .

گریه پنهانیم را حس نکرد . . . .

در هجوم لحظه های بی کسی  . . . .

درد بی کس ماندنم را حس نکرد . . . .

آن که با آغاز من مانوس بود . . . .

لحظه ی پایانیم را حس نکرد . . .

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت20:38توسط مژگان | |

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من . . . . . ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت . . . . .

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت20:22توسط مژگان | |

آدمک آخر دنیاست . . . بخند

آدمک مرگ همین جاست . . . بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد . . . . شوخی کاغذی ماست . . . بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی . . . . کل دنیا سراب است . . . . بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی . . . . به خدا مثل تو تنهاست . . . . بخند

خون و دل

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت20:18توسط مژگان | |

کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند

كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند

كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند

كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند

كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند. . . .

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت19:28توسط مژگان | |

عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

کی باور میکنه که من با یه نگاه عاشق شدم

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت13:42توسط مژگان | |

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را

وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه

گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته

قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها

وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه

درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي

در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي

كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟

خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه

كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در

دهانش غذايي بگذارد .

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت13:15توسط مژگان | |